Friday, May 16, 2008

نامه سرگشاده امیرپریزاد به مدیریت میراث فرهنگی


نوشته شانزده اردیبهشت ماه 1387

حضور جناب آقای دکترمهدی موسوی کوهپر

نماینده محترم سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی؛ در همایش امروز جیرفت

نخستین بار، اسپند ماه 1385 در همایش جیرفت بود که آقای نامور مطلق فرمودند فلات ايران ما را متعجب مي كند. بايد به تاريخ نگاه كنيم و از نو بشناسيم و به داشته هاي قديم خود ترديد داشته باشيم.

گزارش آخرین فصل کاوش بسیار جامع بود و تلاش همه افتخار آمیز

هرچند بیرون از همایش به دلیل دفاعم از نساختن سد منحوس سیوند، یکی از شرکت کنندگان، برخورد بسیار تندی با من داشت که گزارش آن را پیش از این داده ام.

دو دیگر بار امروز بود که افتخار یافتم تا در رکاب ایران دوستان باشم.

هنگامی که رایحه دل انگیز موسیقی جیرفت در میان مردمان موج می زد؛ نابخردانی در پشت صندلی من از تنگی نفس نوازنده نی مخصوص جیرفت، به خنده افتادند. ومن دوباره باز به گریه افتادم.

احتمالا ایشان نمی دانستند خاکی که 10% میوه ایران را می دهد، مردمانی را داراست که شوربختانه امکانات پای تخت را ندارد و آنها با تلاش بسیار، سهم کمتری را دارا هستند . . .


گزارش و تلاش تمامی دست اندرکاران این کاوش عظیم؛ ستودنی است.

و من تک تک پای کارگران ساده تا متخصصان کارآزموده ای که به خاک میهن مزین شده اند را می بوسم.


اما


ادامه نامه گشاده امیرپریزاد به مدیریت میراث فرهنگی


گفتگو با شخصیت های فرهنگی پیرامون حکیم فردوسی

گفتگو با شخصیت های فرهنگی پیرامون خلیج پارس

Saturday, May 10, 2008

عینکم سیاه نیست

نوشته سی فرودین ماه 1387

از : کرگدن خودم

عینکم سیاه نیست

رفتم به خانه پدری ، گویی پدرم همچنان استوار بر در ایستاده بود تا همیشه

گفت عینک سیاهت را بردار

گفتم زیبا نیست

گفت سیاه نبین

گفتم نور کجاست

گفت سیاهی را بشناس تا نور را ببینی

گفتم نور کجاست

گفت در هیرمند در مازندران در خلیج پارس ، نگذار که اینها هم بروند

گفتم تنهایم

پدرم دیگر هیچ نگفت . . .

ادامه در :

پژوهشی پیرامون تحقیق

نوشته بیست و دو فرودین ماه 1387

از : کرگدن خودم

پژوهشی پیرامون تحقیق

نخستین بار که پژوهشی کردم ، استادم مرا به بیرون از کلاس هدایت فرمودند . تحقیقی از دروس عمومی بود .

دودیگر بار در پژوهشم نوشتم که

چرا باید تکنولوژی برش سنگ های کوه هایمان ؛ معادنمان ، میراثمان مربوط به بیست سال بیش باشد ؟

چرا کارگران معادنمان برای دزدیدن فیلتر ها ، به بیماری تنفسی دچار شوند ؟

چرا باید شیر در دسترس نباشد ؟

راستی شیر و خورشید چه شد ؟

لوزی اثراییل به جای شیر و خورشید بیاید زیبنده تر است ؟

( بمناسبت 19 اردیبهشت )

خلاصه به رییس ها برخورد .

ادامه در :

دیدگاه مهندس زعیم پیرامون سه جزیره ایرانی خلیج پارس

گفتگوی اختصاصی امیر پریزاد

به تاریخ بیستم فرودین ماه 1387

با جناب آقای مهندس زعیم پیرامون سه جزیره ایرانی خلیج پارس

پرسش: جناب آقای زعیم، همانگونه که آگاه هستید، یک بار دیگر همسایه کوچک ما، شیخ نشین 37 ساله امارات به خود جرات داده و ادعای واهی خود را، در شرایطی، مطرح نموده است. دیدگاه شما پیرامون حق ایرانیان 7300 ساله در این زمینه چیست و حقوق بین الملل چه می گوید؟

کورش زعیم: این آتشی است که سیاست انگلستان در سده نوزدهم به پا کرد. در آن زمان برای کنترل نفوذ ایران در هندوستان و خاورمیانه و آماده سازی خود برای حمله و اشغال ایران، شماری از جزیره های ایران در خلیج پارس، از جمله این سه جزیره، را که ارزش استراتژیک نظامی داشتند، اشغال کرد. البته حمله آنها به ایران از راه بوشهر ناکام ماند، هر چند که توانستند شاه قاجار را، در ازای عقب نشینی، وادار به واگذاری استان هرات (آریانا) کنند.

ادامه در:

دیدگاه دکتر دادخواه پیرامون سه جزیره ایرانی خلیج پارس

گفتگوی اختصاصی امیر پریزاد

به تاریخ نوزدهم فرودین ماه 1387

با جناب آقای دکتر دادخواه پیرامون سه جزیره ایرانی خلیج پارس

پرسش : جناب آقای دکتر دادخواه ؛ همانگونه که آگاه هستید یک بار دیگر ؛ همسایه کوچک ما ، شیخ نشین 37 ساله امارات ، به خود جرات داده و اداعای واهی خود را ؛ در شرایطی ، مطرح نموده است .

دیدگاه شما پیرامون حق ایرانیان 7300 ساله در این زمینه چیست وحقوق بین الملل چه می گوید ؟

پاسخ : در قواید بین الملل ، موازین و معیارهای غیر قابل عدولی وجود دارد که بعنوان پایه و بنیاد روابط بین دولتها به آن استناد می جویند .

ادامه در :

اسفندیار عزیز، هیرمند کجاست

نوشته دوازدهم فرودین ماه 1387

از : کرگدن خودم

اسفندیار عزیز، هیرمند کجاست

با سرمایه ای اندک در کشور دوبی صاحب مال و منال شوید

غمی گشت زآن اشتر اسفندیار گرفت آن زمان اختر شوم خوار

چنین گفت کانکس که پیروز گشت سر بخت او گیتی افروز گشت

بد و نیک هر دو ز یزدان بود لب مرد باید که خندان بود

وز آنجا بیامد سوی هیرمند همی بود ترسان ز بیم گزند

ادامه در :